تبليغاتX
::. ناگفته های علی و نوشین .::
 
ناگفته های علی و نوشین
   
نوشته های ما

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

دلم جراتش قطره ای بیش نیست
تو ای عشق تو اورا به دریا ببر


بهمن 1387
آبان 1386
تیر 1384
خرداد 1384


پری کوچک غمگین
تاراوسیاوش(خواهر علی)
قطره قطره
نازی و نازگلک
عشق است
سلطان جاز(سپهر)
تنهای غریب(مهسا)
توکل عاشق
حسین ومینا(دو عاشق)
کلبه خاکی(نیلوفر)
الهی انکه را عشق نیست ارزش چیست(مریم)
عشق من آرش
نا گفته های مرتضی
ملمان(الهام)
امین و سارا
یادگاری(مسافر)
شبانه(شعرهای یک شاعره)
نازنین(شعر و شاعری)
عباس(خانه دوست کجاست)
حدیث عشق
نازنین مریم
تندیس زیباترین عشقها(کیانوش وتینا)
اتوبوس اهل عشق(مهردادوسارا)
6 تا دختر ماه(ش م ح ه ح ؟)
سوسن خانوم
یه جای خوب برا درد دل(مریم)
تایماز(یاشاسین آذربایجان)
علی و آزاده
نی نی و می نی
حرف دل
.:: دیجیتال کیوان ::.


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

تقدیم به بهترینم

من هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم

حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو

تا گل غربت نرویاند بهار از خاک جانم

با خزانت نیز خواهم ساخت خاک بی خزانم

گرچه خشتی از توراحتی به رویاهم ندارم

زیر سقف آشناییهایت می خواهم بمانم

بی گمان زیباست آزادی ولی من

چون قناری دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم

در همین ویرانه خواهم ماندوازخاک سیاهش

شعرهایم را به آبی های دنیا می رسانم

گر تو مجذوب کجا آباد دنیایی

من اما جذبه ای دارم که دنیا را به اینجا می کشانم

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن هوا کم است

اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست

من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی کفاف نیست

در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزلهای من شود

چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی تو را کنار خود احساس میکنم

اما چقدر دل خوشی خوابها کم است

توی یه دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن

دو تا خسته دو تا تنها یکی شون تو یکی شون من

دیوار از سنگ سیاه سنگ سرد و سخت خارا

زده قفل بی صدایی به لبای خسته ما

نمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینی دیوار

همه عشق من و تو قصه هست قصه دیوار

همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو

با همین تلخی گذشته شب و روزای من و تو

راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده

تنها پیوند من و تو دست مهربون باده

ما باید اسیر بمونیم زنده سهتیم تا اسیریم

واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم میمیریم

کاشکی این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم

توی یه دنیا دیگه دستای همو بگیریم

شایداونجا توی دلها درد بی زاری نباشه

میونه پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه

 


2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 13:54  توسط علی و نوشین | 


This Template Designed By 
Digital Keyvan.
All Rights Reserved